ترمهترمه، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه سن داره

ترمه دختر اصیل ایران زمین

پست ثابت وبلاگ دخترمون ترمه

(اولین پست وبلاگتو اتنخاب کردم برای پست ثابت )

 

نوشتن لحظه های قشنگی که اومدن یک موجود زنده به زندگی جمعی از آدم های ریز و درشت ، میدهد  خودش نعمتی است که به قول سعدی شیرازی :  به اندازه  همه دم و بازدم های زندگیت هم خداراشکر کنی کم است و حق مطلب را ادا نکردی 

  خاطرات را میشه  در دفتری شخصی ثبت کرد که فقط خودت بخونی و خودش نه همه

میتونی هرچی توی دلت هست رو بنویسی و نگران این نباشی که این دفتر خاطرات شخصی رو کسی باز کنه و بخونه    به هر حال نوشتن خاطرات  و داشتن وبلاگ برای ترمه کوچک ما ضروری نیست

می خواهم بنویسم که تبادلی باشه برای بهترین هایی که میتونه برای هر بچه ای بوجود  بیاره ،

به کمک اونهایی که سلام مادری را با علیکشون ، جواب میدن

نوشتن وبلاگ  برای ترمه عزیزم با این ذهنیت شروع کردم که لزومی نداره بقیه بدونن من چی خریدم برای کودکم ،که وظیفه ام رشد فکر اون و عشق دادن به زندگیش اصل قضیه هست .

نه مارک لباس و وسایلش که وظیفه من مادر تهیه هر چیز لازم و ضروری برای فرزندم هست که آرامش اون را تامین کنم

مگر برای یک کوچک تازه پا به زمین گذاشته فرقی میکنه چقدر بابت رشد اون خرج شده؟

مگر قرارهست روزی حساب همه این خرید هارو پس بده یا  وقتی  پیر شدیم برای جبران محیت های مادی یمان  کاری را انجام بدهد؟ ! در نهایت عاطفه مهر پدر و مادر بچه ای را به آدمیت نزدیک میکنه

همیشه به این فکر بودم که مادرهای افراد  مهم تاریخی یا علمی و یا هنری در زمان خودشان اگر کاتبی داشتن که به فکر ثبت اعمال آنها بودند و یا در ان زمان تکنولوژی  مثل امروز بود و وبلاگ نویس نوعی مد و پز ، چقدر روی اکثر ما ها کم میشد.

ماهایی که همه فکرمون ثبت خاطرات خرید های درشت برای کوچولوی 0 تا چند سال هست یا بردن اونها به فلان شهر بازی یا فلان مرکز خرید یا ......... نمیدونم کجا

یکی از اون  مادرهایی که فکر میکنم بودن مثل اون لیاقت میخواهد .بانو گوهرشاد حسابی هست

مادر پرفسور حسابی کسی که دو فرزند خودش را در جایی دور از ایران و با داشتن ضعف جسمانی شدید و تنگدستی و دوری از شوهرش به بهترین صورت ممکن بزرگ کرد

بشتر اوقات فکر میکنم که خود من یک صدم از وجود این زن را از نظر ایمان یا تسلط بر روح و روانم دارم؟؟!

او کسی بود که بچه هایش را تحت آموزش تعليمات مذهبي و ادبيات فارسي قرار داد.و به این خاطر بود که استاد حسابی، قرآن كريم را حفظ و به آن اعتقادي ژرف داشتند. ديوان حافظ را نيز از بر داشتته و به بوستان و گلستان سعدي، شاهنامه فردوسي، مثنوي مولوي، منشآت قائم مقام اشراف داشتن.

به هر حال همه این ها مقدمه اولین قدم نوشتن وبلاگی بود برای کسی که میخواییم نهایت سعی خودمون را کنیم تا ترمه دختری اصیل ایرانی تربیت شود

 آمین

دندان هایت از تابستان تا پاییز

وقتی جفت دندان های پایینت افتاد به فاصله یک هفته اولینش سمت راست پایین افتاد در روز حافظ در حال جست وخیز بودی در خیابان سنگفرش حافظیه یک دفعه برگشتی به سمت گفتی دندونم درد گرفته دیدم نیستش حالا من بگرد دنبال دندان  تو دخترکم ،  خاله غزی جون بگرد مردم در حال گشت و گذار دیدند ما سرگردونیم زحمت کشیدند همراهی نمودند در حال پیدا کردن نگین انگشتر من دیگه رویم نمیشد بگمدندان دخترم افتاده در حال پیدا کردنش هستم تا بماند یادگار در هر حال چیزی دستمونو نگرفت که یادگاری بمونه   . دندانهای سمت بالا در 16آذر 1394     ...
26 آذر 1394

ترمه من

عزیزکم مدت خیلی زیادی هست اصلا مطلبی در وبلاگت ننوشتم     خیلی حرف خیلی حرف که به قلم نمیامد تو خوبی خدا  را   شکر من و پدرت از  داشتن تو خوشحالیم دوستت داریم عکس تولدت در پانزدهمین روز فروزدین 1394 عشق مایی   ...
26 آذر 1394

بهترین اتفاق زندگی من و ترمه

      عزیزم حدود هفت ماه پیش با یک انسان به تمام معنا  آشنا شدیم که از نظر من ایشون مادر دوم تو محسوب میشوند    بهترین استاد و راهنمای من و تو که به ارتقاء فکر هر دو ما به بالاتر رفتن سطح هوشی تو کمک بسیاری کرده .     امیدوارم که ما بتونیم تمام راهنمایی ها و توصیه های ایشون را به کار ببریم و زحماتش را با به ثمر نشوندن راهکارها در زندگیمون ، جبران کنیم   مهناز جون عمرت طولانی و نور وجودت همواره پر فروغ باد     آمین               &nbs...
4 آذر 1393

روزهای خوب

این روزهای خوب با بودن تو با درکنارت نفس کشیدن ، خوب محسوب میشه. و تو با بودن در کنار دوستات  روزهات بهتر میشه . عشقم همه لحظات عمرت پر از آرامش پر از عشق پر از موفقیت و عمر طولانی ات پر از نور و نظر خدا   هزاران بار آمین ...
10 شهريور 1393

رفیق گرمابه و گلستان من

عزیزم چقدر به ما دونفر  خوش میگذره وقتی میریم پاتوق همیشگیموم. برایم دورانی را تداعی میکنی که من و بابام باهم میرفتیم کافه تریا(کافی شاپ امروزه) دلم میخواد هر لحظه که با هم هستیم برایت خوشایند باشه . با همه مسائل خاص خودش که قانون و چارچوب هر کاری و هر مکانی سر جای خود به موقع باید اجرا بشه .   دلبرم   خوشحالم که همیشه عمرت پربار و پر ثمر هست تا ابد           ...
20 مرداد 1393

گزارش مصور از یک جشنواره بسیارخوب

  عزیزم این عکسهامربوط به ماه پیش است که با تاخییر گذاشتم   بسیار به تو البته ما در این روزها هم خوش گذشت دیدن تمام انچه که سنت این شهر هست و یاد آوری آن لذت بخش بود تو قسمت نمایش سنتی عروسکی رو خیلی دوست داشتی     دخترم از خوشحالیت خوشحالیم         نمایش عروسکی " جی جی بی جی   "             کارگاه سفالگری و نقاشی رو خیلی دوست داشتی     اینهم جایزه شما چون ذو سه ساعت رو با آرامش و لذت سپری کردی بدون بد قلقی ...
18 خرداد 1393